تبليغاتX
دیوونه ها
blogs Templates for your blog persianweblog
دیوونه ها

دیوونه ست ولی باحاله
   

 


دختر خانوما ......وای
 

دختر 18 ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه  

 

دختر 22 ساله : او يک شاهزاده با يک قصر می خواد ادعا می کنه که خيلی واقع بينه ولی ؟؟؟؟؟مرد ايده آل او بايد پول دار خوش قيافه مشهور هميشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوتمند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را مي خواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

 

دختر 32 ساله : کم کم داره بوی ترشی می ياد ديگه فقط يه مرد خوب می خواد لازم نيست ورزشکار و خوش تيپ و.. باشه يه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشين و حساب بانکی داشته باشه و غذاهايی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافيه  

 

دختر 42 ساله : تنها يه مرد می خواد (بيچاره ترشيده ) يه مرد معمولی که ستاره سينما نباشه ورزشکار نباشه اگه يه شکم گنده هم داشت عيب نداره کچل هم بود عيبی نداره فقط يه شوهر باشه  

 

دختر 52 ساله : او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر بايد خيلی شانس بياره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به ياد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو يادش باشه کجا گذاشته  

 

دختر 72 ساله : تعجب نکنيد بعضی دخترا تا اين سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نيستم مرد مورد علاقش هنوز نفس بکشه

 

 


1 دیوونه واقعی
   

 


آقا پسرا بخونید
  با کارهایی بهتون می دم می تونید یک شخصیت بامزه خلق کنید و در عین خنده دار بودن جذاب هم باشید

تا می تونید در مورد مسایل مختلف مربوط به دختر زیاده روی کنید. مثلا یه دختری بهتون میگه وای چقدر موام بد شده امشب (داره ناز می کنه که شما بگید نه خیلی هم قشنگه)! و شما هم می گید : من نی خواستم بروت بیارم ولی آره خیلی بد شده. همونجا احتمالا دختره میخنده و یک وشگونی ازتون می گیره و شما هم می تونید اینو براش دیگه تا آخره اون شب داستان کنید و همش بگید وای همه دارن مواتو نگاه می کنن! حالا چی کار کنیم و یا مثلا من خجالت می کشم با این موا با تو راه برم و

تا اون جا که می تونید سعی کنید متهمش کنید می خواد شمی رو بلند کنه! دختر . مثلا اگه گفت دیگه دیره و من باید برم خونه بگید ولی من باهات نمیام و اون می گه نه گفتم تو بیا گفتم من می خوام برم خونه و شما هم که انگار کرید می گید ای بابا ما هنوز همدیگرو درست نمیشناسیم و تو می خوای منو ببری خونت. عجب دور و زمونه ای شده ها و ...

حرفاشو سو تعبیر کنید. مثلا اگر داشت بهتون می گفت مثلا با هم شام درست کنیم و برگشت گفت: ''''''''بکنیم یا نه''''''''؟
همین حرفشو به شوخی بگیرید.

زیادی لبخند نزنید و به جوکهای خودتون نخندید.

احساساتشو لطیف مسخره کنید؟ مثلا : می گه وای واقعا از اینکه مردم بقل دستم سیگر بکشن متنفرم! بگید: حالا واقعا نسبت به این کار چه احساسی داری؟

این ها رو با جوک ها و تیکه های با مزه تون قاطی کنید، حتما نتیجه می ده

عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست

 

 


به نظرتون چرا داره داد میزنه؟
   

 


برگرفته از کتاب لیلی نام تمام دختران زمین است
 

دنیا که شروع شد زنجیر نداشت .خدا دنیای بی زنجیرآفرید .آدم بود که زنجیر را ساخت .شیطان کمکش کرد.دل زنجیر شد. زن زنجیر .دنیا پر از زنجیر شد وآدم همه دیوانه زنجیری !

خدا دنیا رابی زنجیر می خواست نام دنیای بی زنجیر اما" بهشت" است .امتحان آدم همین جا بود .دستهای شیطان از زنجیر پربود .خداگفت :رنجیرهایتان را پاره کنید شاید نام زنجیر شما عشق است .یک نفر زنجیر هایش را پاره کرد .نامش را مجنون گذاشتند .مجنون اما نه دیوانه بود ونه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشت .شیطان آدم را در زنجیر می خواست .لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست .لیلی می دانست خدا چه می خواهد .لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند .لیلی زنجیر نبود. لیلی نمی خواست زنجیر باشد .لیلی ماند .زیرا لیلی نام دیگرآزادی است

 

 


یه شعر باحال
 

یه شعر از فلاکت و مسعود سعیدی به اسم بی خیالی:

 

من منگلم چون که هیچی واسم مهم نیست و

دوست دختر من مردشو واسم مهم نیست و

من درسم رو افتادم و اصلا مهم نیست و

هیچی تو این دنیا واسم مهم نیست خوب

دوست دختر قبلیه من واسه من رفته

با یه غریبه تو خونه کار بد کرده

ولی اصلا . اصلا مشکلی نیست

چونکه اصلا اون دختر خوشگلی نیست

حالا مسعود تو بگو :

ما همیشه تز بی خیالی طی میکنیم

چونکه فقط به عشق و حال زندگی فکر می کنیم

فکر میکنی امشب ما چرا خوشیم و خوشحالیم ؟

توی زندگی فکر و خیالاتی نداریم

یکی به من بگه چرا خوشحالم امشب ؟

بیان جلو اونایی که خوش دارن یک شب

نصفه شب باشن مثل شمع روشن

بیان بخورن تا خرخره پر شن

چی میتونه منو تو رو شاد کنه جز دود ؟

چونکه فقط دوده که ما رو میبره اون دور

رشته تحصیلی من هوا فضاست

واسه همینه که من همیشه شبا فضام

دلم داره به من میگه برو عشق و حالی بکن

امشب میخوام تنها باشم دل بهم بگه چی کار بکن

نمیتونم زندگی رو وداع کنم عزیز من

واسه من خیلی سخته که دل بگه برو حال بکن

همیشه من میخوام یکی بهم بگه چی کار بکن

خیلی سخته چون از قصده اینجا فصل سرده سخته

اونا دارن به من میگن دیوونه شدم

ولی باید بگم که خودشون دیوونه شدن

اصلا دیوونه شدم میدونی دیوونه ها خوشن

واسه همینه می خوام مثل دیوونه ها باشم

دوست دختر بنده میگه بیا امسال

یه حالی بده تو برو تیمارستان

تا که همه دکترا بیان به تو قرص بدن

حالا به من بگو که اون دکترا خوشگلن؟

میدونی که باحالیم و همگیمون دیوونه ایم

بدون که یه دونه ایم اونم واسه نمونه ایم

چه خوبه بیخیالی وای چه فاز خوبی

امشب بیش از حد خوشحالم حال من یه جوریه

 

 

 

 

 


یه دیوونه دیگه
 

 

 


پیشنهاد ازدواج از نوع جدید
  سلام عزيزم

 

  عروسه مامانم مي شي ؟

 

  واي خوشگل

 

  وايسا كارت دارم

 

  شوهر نمي خواي ؟

 

  مراقب باش ماشين داره مي يادا بيا من از خيابون ردت مي كنم

 

  چه خوشگل شدي امشب

 

  بي وفا ديگه دوسم نداري؟

 

  اينا يك سري از جملاتي هستن كه آقا پسرا به دختر خانم ها مي گن  و بعضي

 

  هاشونم با همين جملات تو درد سر مي يوفتن و مزه ي ازدواج را مي چشند

 

  حالا براي بعضي ها اين مزه شيرينه براي بعضي ها تلخ من به اين موضوع

 

  كار ندارم چون اصلا ديونه ها از اين چيزا سر در نمي يارن  و از همه مهمتر

 

 گفتن اين حرفاي فلسفي از حوصله ي اهالي ديونه خونه خارجه ( ديونه هستن

 

 ديگه شما به ديونه گي خودتون ببخشيدشون )

 

ولي بعضي از اين آقايون روش خاصي براي ابراز عشق به معشوقشون دارن :

 

همه جوره خواستگاري ديده بودم بغير از اينكه يك آقا پسر خوشگل ماماني كه

 

خيلي هم تو دل برو هستش و هر دختري ببينتش يه جيغ مي كشه و صد در

 

صد قش مي كنه بياد جلو و بخواد پيشنهاد ازدواج بده 

 

 شما خودتونو بزاريد جاي اون دختر نه اصلا خودتونو بزاريد جاي اون آقا پسر

 

خوشگل ماماني كه عكسش رو پايين همين مطلب براي شما عزيزان گذاشتم

 

روتون مي شه به دختر مورد علاقتون اينجوري پيشنهاد ازدواج بديد ؟

 

 


آینده نزدیک آقایون محترم
 

سال 1332

دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف
هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره
زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين
زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه
شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره



سال 1342

پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من
دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو
شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي
گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل
و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر
قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر
ما كم نكند



سال 1352

فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟!
يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من
اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد:
مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند!



سال 1382

مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم
نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي
ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به
نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي
بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟

زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم
بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود.
حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه
مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ...
خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد



سال 1482

زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري
معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك
علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت
هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل
وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر
ماست؟


سال 1582

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا
وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري
بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي
شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!


سال 1882

راديو، موج FM، شبكهء پيام (صداي يك خانم
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي
دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء
زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان
پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز
خواهم بود. دينگ دينگ

 

واقعیت رو نمیشه انکار کرد دیگه .....



 

 


دخترا بخونن
  در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوء استفاده نکنن .
۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش
میچسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش… (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید

 

 


دیوانگی که شاخ و دم نداره
 

 

 


منوي وبلاگ

  RSS  


درباره وبلاگ
ما دوتا دیوونه سعی می کنیم مطالب خوبی براتون بذاریم به شرط نظر (مثل هندونه به شرط چاقوی خودمون) ولی ما به نسبت نظرای شما مطلب و عکس میذاریم .


آرشیو وبلاگ
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386

لینک دوستان
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه
دوست
آرشیو پیوندهای روزانه
پرشین وبلاگ